یه سفر دیگه به شمال
چند هفته پیش رفته بودیم شمال هوا بد نبود یه خورده سرد بود، توهم اونجا حسابی آتیش سوزوندی و کیف کردی از صبح که پا میشدی همه باهات بازی میکردن تا شب که میخواستی بخوابی حسابی راضی و خوشحال بودی 1) آشنایی من با پیشی اینجا با پیشی فیس تو فیسم تصمیم گرفتیم با هم دست بدیم و سلام علیک کنیم بعد از قدری احوالپرسی پیشی توجه من و به سمت ظرف غذاش جلب کرد و گفت باید بره غذا بخوره بای بای پیشیییییییییی اینم بازار ماهی شهسوار پایان ...
نویسنده :
مامانی
11:51






